مسجد سلیمان

به پایتخت نفتی ایران خوش آمدید(مسجدسلیمان)

مسجدسلیمان

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 21:53  توسط احسان کریمی  | 

عکس یاب وفرد یاب

 

 

شما میتوانید عکس مورد نظر خود را بیابید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 17:46  توسط احسان کریمی  | 

صدسالگی نفت و مسجدسلیمان

همایش بزرگداشت صد سالگی نفت مسجد سلیمان در کلن

همایش بزرگداشت صد سالگی نفت در ایران و مسجد سلیمان روز شنبه ۲۴ می، در آلمان برگزار شد.


عکس‌ها از زمانه

به گزارش زمانه، در این همایش که به همت اختر قاسمی و گروهی از مسجد سلیمانی های مقیم آلمان در شهر کلن برگزار شد، جمعی از استادان ایرانی دانشگاه های آلمان و هلند،‌ هنرمندان موسیقی ایرانی، شاعران مسجد سلیمانی، و بیش از صد و پنجاه نفر از علاقمندان حضور داشتند.


هدایت متین دفتری

در این همایش که با حمایت مالی رادیو زمانه و در دانشگاه شهر کلن برگزار شد، جنبه های مختلف تاریخی و اجتماعی حفر نخستین چاه نفت خاورمیانه در شهر مسجد سلیمان طی قرنی که از این رویداد می گذرد مورد بررسی قرار گرفت.


پروفسور اتابکی و دکتر رضا جعفری

سخنرانی های «مساله خلع ید از شرکت نفت انگلیس»، «ثروت نفت، برکت یا آفت»، «مسجد سلیمان، دیروز‌،‌ امروز، فردا»، «رسانه خودمانی، همایش خودمانی»، و «تاریخ اجتماعی کار در صنعت نفت ایران» از جمله سخنرانی های این همایش بودند.


سید علی صالحی نیز در یک گفتگوی ویدیویی به بررسی تاریخچه مسجد سلیمان و معرفی نویسندگان و شاعران این شهر پرداخت.

فرشید خدادادیان محقق مسجد سلیمانی از ایران نیز در این همایش شرکت داشت. در این سخنرانی ها، پروفسور مسرت از دانشگاه اوسنا بروک آلمان به جنبه های منفی کشف نفت در ایران و پروفسور اتابکی و دکتر رضا جعفری از هلند به جنبه های مردمی و تاریخ کارگران در صنعت نفت ایران اشاره کردند.


فرشید خدادادیان

مهدی جامی مدیر رادیو زمانه نیز جنبه های گوناگون موج جدید ژورنالیسم شهروندی و نقش مثبت اینگونه همایش های مردمی و خود جوش در پیشبرد دموکراسی را مورد بررسی قرار داد.

از دیدگاه پروفسورمسرت، برخورداری ایران از نفت به بالارفتن مصنوعی ارزش پول ایران، و در نتیجه از دست دادن شانس رقابت در صحنه صادرات کالا منجر شده، و این از دلایل اصلی واپس ماندن ایران در این زمینه در مقایسه با کشورهایی همچون ترکیه و مالزی شده است.


گروه رقص بهار

از دیگر برنامه های این همایش اجرای قطعاتی با پیانو توسط هنرمند ایرانی مقیم هلند پژمان اکبرزاده و اجرای موسیقی بختیاری توسط گروه های پیوند و سبوی عشق بود.

مجموعه بزرگی از عکس های نایاب که توسط اختر قاسمی از آرشیو شرکت نفتی بریتیش پترولیوم به دست آمده بود نیز طی این همایش به نمایش درآمد. پایان بخش مراسم رقص زیبایی از گروه بهار بود که با موسیق بختیاری همراهی می شد.

درهمین رابطه
صدسالگی نفت و مسجدسلیمان

نفت، رقص، مسجدسلیمان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 17:42  توسط احسان کریمی  | 

بهمن علائدین

موسیقی سنتی و مقام بهمن علائدین مشهور به مسعود بختیاری یک استثناء در تاریخ موسیقی بومی عصر حاضر به شمار می رود. گر چه او تنها روایتگر بخشی از فرهنگ موسیقایی بختیاری زبان ها بود ولی نقشی بیش از یک خنیاگر بومی یافت و توانست در طول 35 سال از حیات خود، یک زبان مشترک موسیقایی بین همه بختیاری ها ایجاد کند

شاید همنسگ او در سایر فرهنگ های بومی ایران نتوان یافت. وقتی خبر درگذشتش منتشر شد، همه بختیاری های داخل و خارج از کشور، فارغ از این که در چه مرتبه ای از مناصب اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی هستند، سیلی از پیام و اظهار همدردی به راه انداختند. در یگانه بودنش همین بس که اولاً همه ایل او را می شناختند و ثانیاً همواره در قیاس با سایر خوانندگان، انتخاب اول بختیاری ها بود. غالباً در هنگام طرح موضوع، این جمله از مخاطبان بومی اش شنیده می شد: "هیشکی نتره چی علاءالدین بخونه" (هیچ کس نمی تواند مانند علاءالدین بخواند) و این یک باور قلبی بود نه تعارف که اصولاً بختیاری ها اهل تعارف نیستند و به رک گویی شهره اند.

 

مسعود بختیاری

 

 ظهور هنری مسعود بختیاری در زمانی موسوم به دوره رادیو اتفاق افتاد. از ویژگی های این دوره، فاصله گرفتن جامعه هنری از برخی عناصر اصلی فرهنگ موسیقی ایرانی چه در حوزه سنتی و چه بومی است. برنامه های رادیویی گلها نمونه ای این رویکرد در حوزه موسیقی سنتی بودند و به همین نسبت، هنرمندان نواحی مختلف ایران که پایشان به رادیو باز می شد، تحت تأثیر همین فضا نمی توانستند یک موسیقی ناب از خاستگاه فرهنگی خود ارائه بدهند. نتیجه چیزی بود که شاید بتوان همان برچسب گلها را بر آن چسباند. یعنی موسیقی بومی با شمایل شهری و آن هم از نوع گلهایی. نمونه ضبط های موسیقی محلی از شمال ایران، خراسان، بختیاری، شیرازی و کردی در این دوره به خوبی نشان می دهند که موسیقی های یاد شده تا چه اندازه با مختصات موسیقی شهری رایج در رادیو و گاه کافه ها نسبت داشتند.

 بهمن علائدین زاده منطقه عشایری لالی از توابع مسجد سلیمان بود و طبیعتاً صداهای ناب ایل در گوشش موج می زد. منهتی همکاری با رادیو اهواز چنین امکانی برایش فراهم نمی کرد آنی باشد که بود. بلکه می بایست با قواعد موسیقی حاکم بخواند و این شد که تا پیش از انقلاب با همراهی منصور قنادپور نوازنده سنتور، آثاری را به دو گویش فارسی و بختیاری با حال و هوای موسیقی شهری ارائه داد. آثاری که از نظر ارکستری و کلاً صدا دهی، هیچ نسبتی با موسیقی بختیاری نداشتند. اما یک برگ برنده همراه این آثار بود و آن صدای نرم و مخملی علاءالدین –محدوده باریتون- که بدون هیچ جوش و فریاد، در گوش بختیاری ها زمزمه می کرد. دیگر این که فرزند ایل، نیک می دانست مخاطبانش چگونه نسبت به فرهنگ خویش نوستالژی دارند و با انگشت نهادن بر این نقاط حساس، آن ها را به وجد می آورد.

 پس از انقلاب، مدتی در سکوت به سر برد تا این که به واسطه دوست کرد زبانش محمد حسین سیفی زاده (آهنگساز)، به عطا جنگوک هنرمندی برآمده از مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی معرفی شد. جنگوک بختیاری نبود ولی زادگاهش لار واقع در جنوب استان فارس از نظر فرهنگی خیلی به بختیاری ها و به طور کلی فرهنگ لری نزدیک بود و  او با اتکاء به پشتوانه فرهنگی و آموزشی اش می توانست در خدمت خلق یک موسیقی متفاوت از آثار مشابه قرار بگیرد. بدین ترتیب "مال كنون" به عنوان نخستین نوار رسمی وی در سال 1365 وارد بازار موسیقی شد. توفیق باور نکردنی آن، هنوز هم ورد زبان هاست. دومین و آخرین همکاری بهمن علاءالدین با عطا جنگوک، شش سال بعد منجر به "هی جار" شد. نوع صدادهی این دو اثر در مقایسه با آثار رادیو اهواز، خیلی به فرهنگ بکر موسیقی بختیاری نزدیک بود. گر چه صدای هیچ ساز بومی شنیده نمی شد ولی تیز بینی جنگوک در انتخاب ملودی ها و نوع تنظیم شان دو ویژگی داشت. اول این که تا حد زیادی مخاطبان بومی را به فضای زندگی سنتی ایل نزدیک می کرد و دیگر این که چون حال و هوای به اصطلاح امروزی هم داشت، مخاطب غیر بومی را نیز کم و بیش جذب می کرد و کم نبودند آن هایی که بختیاری نبودند و با "مال کنون" مسعود بختیاری خاطره های دل انگیزی به یاد دارند.

 

مسعود بختیاری

 

طبیعت گرایی در آثار زنده یا بهمن علاءالدین موج می زند. او پیش از آن که با مظاهر زندگی نوین ماشینی روبرو شود، شب و روزش در واژگانی چون مه (ماه)، افتو (آفتاب)، آساره (ستاره)، کوگ (کبک)، اور (ابر)، بارون (باران)، تش (آتش)، که (کوه) و غیره خلاصه می شد. به همین دلیل در غالب آوازهایش که معمولاً اشعارش را خود می سرود و طرح آوازی اش را به انجام می رساند، چنین واژگانی بسیارند. از این مهم تر، رویکرد آگاهانه وی به احیای آوازهای بومی با اشعاری جدید است. چه این که برخی از آوازهای کهن، یا اشعار مناسب روز نداشتند و یا این که اصولاً برای مناسبت خاصی به وجود آمده بودند. مانند بهره گیری از آواز "برزگری" و یا "صیادی" که اولی آواز کشاورزان و دومی آواز شکارچیان بوده است. او حتی از آوازهای سوگ موسوم به "گاگریو" نیز با اشعار دیگر بهره می برد و همچنین قادر بود تلفیقی از این آوازها را ارائه دهد. یعنی بخشی از جمله آوازی اش با بخشی دیگر از آن، ریشه ای متفاوت داشته باشد. نمونه اش، آواز "آساره" در آلبومی به همین نام است. علاءالدین در این لحن برگرفته از آوازهای سوگ و همچنین یکی از آوازهای کار، روایتی عاشقانه و لطیف تری از نمونه اصلی ارائه می کند که همانند آوازهای سوگ خشن و اندوه بار نیست.

 

بخشی از آواز آساره با صدای مسعود بختیاری را بشنوید

  

دقت نظر وی یکی از عوامل توفیق او در جذب مخاطبانش بود. به جای این که در فرهنگ های دیگر به دنبال ملودی بگردد و یا خود به ساختن ملودی های ضعیف بپردازند، از آبشخور نغمات بومی نهفته در صدای ساز توشمال های بختیاری بهره می برد. خود می گفت: "اگر در كار كرنا نوازان دقیق شویم نغمه های بسیار بسیار زیبایی پیدا می‌كنیم كه در نگاه اول ممكن است به چشم نیایند." با همین نگاه تصانیف زیبایی خلق کرده بود. از معروف ترین شان می توان به تصنیف "تنگ بلور" اشاره کرد که نخستین بار در رادیو اهواز با ارکستر شهری منصور قنادپور خواند. اصل ملودی این تصنیف که در غالب کرنانوازی ها شنیده می شود را با نمونه بازخوانی شده اش توسط هنرمند جوان شهرام براتپوری بشنوید.

 

ملوی اصلی تنگ بلور با کرنای جهانگیر فتحی پور را بشنوید

 

 زنده یاد بهمن علاءالدین پس از 66 سال زندگی بدون حاشیه، شنبه 13 آبان 1385 خورشیدی (3 نوامبر 2006 میلادی) در کرج با دنیای ما خداحافظی کرد و در امامزاده طاهر  همین شهر به خاک رفت. روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

مطالب مرتبط:

مسعود بختياری در خاک آرمید

داستان کوچ، گفت و گو با عطا جنگوک در باره مال کنون

منبع : http://our-music.blogfa.com/post-79.aspx

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 19:39  توسط احسان کریمی  | 

تِهنایی

   

تِهنایی

 

استاد علی حافظی که از آلبوم هی جار همراه استاد علاءالدین(مسعود بختیاری)بوده اند در روز خاکسپاری استاد علاءالدین در امامزاده طاهر کرج و در ۱۳ آبان ۱۳۸۵ ترانه ای که از قبل آماده داشت را به یار همیشگی اش تقدیم کرد.

وی وقتی پشت تریبون رفت ابتدا با چشمانی اشک آلود گفت؛"بهمن فکر نمیکردم برات ساز چپی بزنم"سپس با همان حال و هوا به نواختن ساز چپی با "نی" اش پرداخت.در انتها کوروش اسدپور خواننده توانای ایل آن قطعه شعر معروف(سرودهٌ استاد حافظی) را بهمراه نوای "نی" استاد حافظی خواند؛

مُو غَریوِ ای وُلاتُم که نَدارُم رَه به جایی

هر چِه اَمداد ایزنُم نیرَسِه به جایی

آسِمون اَور گِرِه دُنیانِ کِرد تَنگ

چُونُو که هیچ کی نِ هیچ نیکُنِه بَنگ

آسمون اَور گِره دُنیانِ کِرد سَرد

مو چِطور دل خوش کُنُم لا ای همه بَرد

روزگار وا گِلِ سُور ایا نِهامون

هُمدورُنگِ لیشِهِ بِوَنِه به جامون

روزگار چه زُم ایخو که خوم نَدونُم

بَفتیِه با تالِ غَم تَمدارِ جونم

روزگار چه زُم ایخو مَر خُوم نَدونُم

ایزنی کَر کیتِ غَم به اُستُخونُم

اِی دِل اِی باور مَکُن دنیا خَش اُو بُو

چالِ سَردِ ایلمون پُر زِ تَش اُو بُو

دادُم اِی بیدادُم اِی دیدی چه کِردُم

گِمونِ روزِ چینوُ به خُوم نَکردُم

دادُم اِی بیدادُم اِی مَندُم خُومِ تَک

مَر قیامت بِنِشونِمون کِلِ یَک

 

و چقدر با حال و هوای مردم همخوانی داشت...

این قطعه آوازی در آلبوم بهیگ بصورت بدون کلام و در ابتدای طرف دوم کاست(آهنگ ششم) آمده است و باز هم استاد حافظی با نفس گرم خود شنونده را به همان روزهای غم انگیز می برد.روزهایی که باید بدون یار دیرینه اش و بدون آن صدای جاودانه سَر کند.حالا واقعا استاد حافظی و آن "نی" اش تنها هستند...

این روزها آلبوم "نی نال" با نوای نی استاد علی حافظی و همراهی سازهایی چون دهل،دایره و... در نوار فروشی های سراسر کشور موجود است که شامل ۹ آهنگ میباشد.پاگشونی،دستمال بازی،چوب بازی،آواز یار یار،ابوالقاسم خان و...این آلبوم را تشکیل داده اند.پیشنهاد میکنیم حتما این آلبوم را تهیه کنید.

http://depositfiles.com/files/3v6llgo79http://depositfiles.com/files/3v6llgo79">http://depositfiles.com/files/3v6llgo79>

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 18:52  توسط احسان کریمی  | 

کتاب صدسالگی نفت مسجد سلیمان رو نمایی شد

کتاب صدسالگی نفت مسجد سلیمان رو نمایی شد


کتاب صدسالگی نفت مسجد سلیمان که شامل قدیمی ترین گزارش های جامع مربوط به حفاری، تکمیل چاهها و استخراج نفت در حوزه جغرافیایی مسجدسلیمان است در حاشیه برگزاری کنگره ملی توسعه مخازن شکافدار رونمایی شد.

مهندس سیف اله جشن ساز، مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران در مراسم رونمایی کتاب صدسالگی نفت مسجد سلیمان گفت: این کتاب ارزشمند به عنوان سند افتخار یکصد سال تلاش ایرانیان برای توسعه صنعت نفت و آبادانی میهن خود میراث گرانبهایی است و به دلیل ارزش فرهنگی آن در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب به معرض دید عموم قرار می گیرد.

این کتاب شامل گزارش های قدیمی تکمیل چاه هایی است که تا اواسط سال 1337 ( ابتدای1927 میلادی) در حوزه عملیاتی مسجد سلیمان حفر شده و شامل اطلاعات حفاری و مشکلات ایجاد شده در حین انجام کار، مشخصات لایه های مختلف و مخزن و میزان بهره برداری از منابع هیدورکربوری است.

اطلاعات کامل حفاری، تکمیل و استخراج نفت و میزان تولید مربوط به نخستین چاه نفتی ایران (چاه شماره یک) از جمله اطلاعاتی است که بر اهمیت بیشتر این مجموعه نفیس می افزاید.

در نگاه نخست به این مجموعه گران بها، جلد این کتاب قدیمی، بیننده را مجذوب می کند به گونه ای که فلز، الیاف نخ، چوب و مهمتر وجود پیچ و مهره و لولا با تناسب عجیبی با هم ترکیب شده و شکل و تصویر زیبایی از صحافی منحصر به فردی مشاهده می شود.

اهمیت دیگر این کتاب وجود نقشه هایی است که به طور دست نویس از مشخصات و شکل چاه طراحی شده است؛ مهمتر از همه اما اطلاعاتی است که به وسیله جورج رینولدز، رئیس گروه حفاری ویلیام ناکس دارسی به عنوان کاشف نفت در ایران در این کتاب به زبان و خط انگلیسی آورده شده است.

کنگره ملی توسعه مخازن شکافدار؛ چالش های پیش رو با نگاه ویژه به مخازن بزرگ کشور دو روز گذشته (13 و 14 آذر) با حضور مهندس سیف الله جشن ساز، مدیر عامل شرکت ملی ایران و بسیاری از مدیران ارشد صنعت نفت در محل باشگاه فرهنگی – ورزش امام رضا (ع ) شهرک نفت اهواز برگزار شد.

در این کنگره اعضای کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی، مدیر برنامه ریزی تلفیقی شرکت ملی نفت ایران، قائم مقام معاون وزیر در امور بین الملل و بازاریابی، مدیران عامل و معاونان شرکت های اصلی تابعه شرکت ملی نفت ایران، مدیران و روسای شرکت های بهره بردار، روسای پژوهشگاه، دانشگاه و دانشکده های صنعت نفت و برخی کارشناسان صنعت نفت کشور، در قالب میزگردهای مختلف، مباحث مهم و دیدگاههای شخصی خود در مورد توسعه مخازن شکافدار کشور را مطرح کردند.

 
منبع : شبکه اطلاع رسانى نفت و انرژى (شانا)

 www.icmim.ir

ارسال نظر
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیکی
نظر
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 17:21  توسط احسان کریمی  | 

موسیقی با طعم مسجدسلیمان

موسیقی با طعم مسجدسلیمان

 

گروه مسجدسلیمانی پسران نفت به خوانندگی یونس مولایی چند وقتی است در مسجدسلیمان سر گرم کار بر روی چند آهنگ جدید هستند .یکی از آهنگ های این مجموعه به نام تیرک شب  به آهنگ سازی دانیال پنجعلی زاده را برای دوستان در سایت قرار دادیم. مجموعه کامل آهنگ های این گروه را وقتی به صورت کامل آماده گردید بر روی سایت قرار خواهیم داد.

دانلود آهنگ تیرک شب با تشکر از:http://www.mismycity.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 18:51  توسط احسان کریمی  | 

انسان شناسان متخصص ایران(38): اصغر کریمی(سید حسین میررضی)

انسان شناسان متخصص ایران(38): اصغر کریمی(سید حسین میررضی)

tarikh-karimi.jpg

اصغر کریمی از انسان شناسان متخصص در زمینه فرهنگ ایرانی به خصوص ایل بختیاری است. وی در سال 1319 در زنجان دیده به جهان گشود. در دوران کودکی به تهران آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه (در رشته ریاضی) را در این شهر در  سال های ۱۳۲۶ تا ۱۳۳۸  گذراند. کریمى بعد از پایان تحصیلات دوره متوسطه از طرف اداره فرهنگ عامه سازمان هنرهاى زیباى کشور به عنوان گردآورنده فولکلور (فرهنگ عامه) در شهرها و روستاها و عشایر ایران ،مشغول به کار شد، او در طى این سال ها عضو گروه هاى پژوهشى در پژوهش هاى میدانى مردم شناسى در نقاط مختلف کشور بوده؛ نیز همراه با هوشنگ پورکریم (مردم شناس) عضو گروه مشترک پژوهشهاى مردم شناسى در ترکمن صحرا بوده است.

کریمی در طی سال های 1338 تا 1354 به تحقیق و پژوهش میدانی در نقاط مختلف ایران پرداخته و با بسیاری از مردم شناسان متخصص در زمینه ایران همکاری مستمر داشته و با گروه های مرتبط در این زمینه، به اکثر مناطق ایران سفرهای پژوهشی کرده است. وی بعد از سال ها فعالیت مستمر در حوزه فولکلور (فرهنگ عامه) تصمیم به ادامه تحصیل در رشته مورد علاقه اش( جامعه شناسی و انسان شناسی) گرفت و برای دسترسی به این مهم راهی فرانسه شد. او در فرانسه موفق به اخذ درجه لیسانس در رشته های جامعه شناسی و مردم شناسی از دانشگاه «اکس مارسی» شهر «اکس-آن-پروانس» در سال های ۱۳۵۴ تا ۱۳۶1 گردید. او  دوره ی فوق لیسانس خود را نیز در رشته ی مردم شناسی در همین دانشگاه  در سال های۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ به پایان رساند. کریمی در سال ۱۳۵۷ در دانشگاه «رنه دکارت سوربن» شهر پاریس به ادامه تحصیل در مقطع دکترا در رشته مردم شناسی پرداخت اما وی تحقیق و نگارش رساله ی دکترایش  با عنوان « درباره نظام مالکیت ارضی در ایل بختیاری بر اساس بنچاق های موجود» به دلایلی، نیمه تمام رها کرد و به ایران بازگشت. پس از بازگشت به ایران، او در خلال سال های ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۱ سرپرستی بخش تحقیقات ایلات و عشایر  مرکز مردم شناسى ایران، زیر نظر وزارت علوم و آموزش عالی را عهده دار گردید. وی از سال1361 تا 1365 با پیوستن به سازمان میراث فرهنگی کشور به عنوان کارشناس  بخش تحقیقات مردم شناسی ایلی و عشایری و روستایی مشغول به کار گردید. وی  در یک دوره زمانی نیز مدیر برنامه ریزی موزه ها و نمایشگاه های سازمان میراث فرهنگی کشور شد و طرح تشکیل موزه های جدید در کشور و اجرای آنها را طی سه سال یعنی از سال 1370 تا 1373 پی گرفت. او در خلال این سال ها، مشاور علمی برنامه های مردم شناسی سازمان میراث فرهنگی و به مدت پنج سال نیز دبیر اجرایی کمیته ملی ایکوموس ایران، شورای بین المللی بناهها و محوطه های تاریخی بود.
اصغر کریمی از سال 1379 به بنیاد دایرة المعارف بزرگ اسلامی پیوست و به عنوان عضو هیأت علمی در این نهاد مشغول به فعالیت شد. کریمی از سال 1381 مدیر گروه جغرافیا در بنیاد دایرة المعارف اسلامی بوده است. مسؤلیتی که تا امروز ادامه دارد. اصغر کریمی در کنار مسؤلیت های اجرایی که تا کنون بر عهده داشته دو حوزه را توأمان دنبال کرده است، یکی ترجمه آثاری مرجع در زمینه کاری خویش و دیگری پژوهش های مردم نگاری. کریمی از سال 1351 عضو علمی مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه بوده و به عضویت جامعه مردم شناسان کشور فرانسه نیز در آمده است. او تحقیقات خود را در قالب مقالات ارزشمندی در نشریات تخصصی حوزه ی مردم شناسی به چاپ رسانده و همچنین در دانشنامه کاشان مدخل هایی نگاشته است.
وی همچنین عضو گروه مشترک پژوهش هاى مردم شناسى ایران و ایالات متحده آمریکا در ترکمن صحرا همراه با هوشنگ پورکریم و ویلیام آیرونز (مردم شناس آمریکایى) در سال ۱۳۴۷ ‎؛ عضو گروه مشترک پژوهش هاى مردم شناسى و موزه شناسى ایران و فرانسه در شهرستان هاى یزد و کرمان همراه با خانم دکتر ترزا باتستى، مردم شناس فرانسوى و رئیس دپارتمان ایران شناسى موزه انسان پاریس در سال ۱۳۴۸؛ کارشناس تحقیقات ایلى و عشایرى در مرکز مردم شناسى و فرهنگ عامه ایران (وزارت فرهنگ و هنر) در سال های ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰؛ عضو گروه مشترک پژوهش هاى مردم شناسى ایران و اتریش در ایلات کهکیلویه و بویراحمد همراه با دکتر لفلر مردم شناس اتریشى در سال ۱۳۴۹؛ عضو گروه مشترک پژوهش هاى مردم شناسى ایران و فرانسه در ایل بختیارى همراه با دکتر ژان پیر دیگار (مردم شناس فرانسوى) در سال۱۳۵۰؛ عضو گروه مشترک پژوهش هاى مردم شناسى ایران و فرانسه در گیلان و آذربایجان شرقى همراه با دکتر برومبرژه (مردم شناس فرانسوى)، دکتر بازن (جغرافیدان فرانسوى) و دکتر عسکرى ( انسان شناس ایرانى) در سال  ۱۳۵۰؛ عضو علمى مرکز ملى تحقیقات علمى فرانسه از سال  ۱۳۵۱؛ عضو جامعه مردم شناسان کشور فرانسه از سال  ۱۳۵۲ ؛ سرپرست بخش تحقیقات ایلى و عشایرى مرکز مردم شناسى ایران( وزارت علوم و آموزش عالى) در سال های ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۱؛ کارشناس مسئول تحقیقات ایلى و عشایرى (وزارت علوم و آموزش عالى) در سال های ۱۳۶۱تا ۱۳۶۵ ‎؛ پژوهشگر و مسئول تحقیقات مردم شناسى ایلى و عشایرى و روستایى (سازمان میراث فرهنگى کشور) در سال های ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۰؛ مدیر برنامه ریزى موزه ها و نمایشگاه هاى سازمان میراث فرهنگى کشور؛ تهیه طرح تشکیل موزه هاى جدید در کشور و اجراى آنها در سال های ۱۳۷۰تا ۱۳۷۳ ؛ مشاور علمى برنامه هاى مردم شناسى در سال های ۱۳۷۳تا ۱۳۷۵ ؛ دبیر اجرایى کمیته ملى ایکوموس ایران ( شوراى بین المللى بناها و محوطه هاى تاریخى) در سال های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۱؛ عضو هیأت علمى بنیاد دایرة المعارف اسلامى از سال ۱۳۷۹تاکنون و مدیر گروه جغرافیا در بنیاد دایرة المعارف اسلامى از سال ۱۳۸۱تا کنون بوده است.

آثار وی درباره ایران :
کتاب )
کریمی‌، ‌اصغر، سفر به‌ دیار بختیار‌ی‌، تهر‌ان‌، فر‌هنگسر‌ا، ۱۳۶۸، [۲۲۸, ۱۶] ص‌
م‍ارس‍ل‌ ب‍ازن‌، ک‍ری‍س‍ت‍ی‍ان‌ ب‍رم‍ب‍رژه‌، ب‍ا ه‍م‍ک‍اری‌ اص‍غ‍ر ع‍س‍ک‍ری‌ و اص‍غ‍ر ک‍ری‍م‍ی، گ‍ی‍لان‌ و آذرب‍ای‍ج‍ان‌ ش‍رق‍ی‌: ن‍ق‍ش‍ه‌ه‍ا و اس‍ن‍اد م‍ردم‍ش‍ن‍اس‍ی‌،  ‏ترجمه مظفرالدین فرشچیان، تهران، توس، 1365،  220 ص + 42 ص
مقاله )
صدیق‌، مصطفو‌ی‌؛ کریمی‌، ‌اصغر، سفالگر‌ی‌ در لالجین،‌ نشریه‌ ‌هنر و مردم، س‌ جدید،ش ۳۰، فروردین‌ ۱۳۴۴، ص ۱۰-۱۶   
کریمی‌، ‌اصغر، د‌امد‌ار‌ی‌ در ‌ایل‌ بختیار‌ی‌، نشریه ‌هنر و مردم، دوره‌ و شماره‌: ۱۲۹ و ۱۳۰، تیر- مرد‌اد ۱۳۵۲ ، ص ۴۲-۵۵   
کریمی‌، ‌اصغر، کهنک‌، نشریه‌ ‌هنر و مردم‌، دوره‌ و شماره ۸۵ ، ‌آبان‌ ۱۳۴۸، ص ۳۵-۴۴   
کریمی‌، ‌اصغر، بازیها‌ی‌ کودکان‌ در روستا‌ی‌ کهنک، نشریه‌ ‌هنر و مردم‌، دوره‌ دو‌ازد‌هم‌،ش ۱۳۸، فروردین‌ ۱۳۵۳، ص۵۱-۵۶   
کریمی‌، ‌اصغر، سی‌سخت‌ (ده‌ بزرگ‌)، نشریه‌ ‌هنر و مردم‌ ، ش 121 ، ‌آبان‌ ۱۳۵۱، ص ۷۹-۹۲   
کریمی‌، ‌اصغر،  "حساب‌ سیاق‌" یا "حساب‌ دینار‌ی‌"، نشریه‌ مردم‌شناسی‌ و فر‌هنگ‌ ‌عامه‌ ‌ایر‌ان‌، ش  ۳ ، زمستان‌ ۱۳۵۶، ص ۹۱-۱۰۰   
کریمی‌، ‌اصغر، و‌احد‌ها‌ی‌ ‌اند‌ازه‌گیر‌ی‌ در ‌ایل‌ بختیار‌ی‌ و حساب‌ سیاق، نشریه‌ مردم‌شناسی‌ و فر‌هنگ‌ ‌عامه‌ ‌ایر‌ان، ش ۱، تابستان‌ ۱۳۵۳، ص ۴۷-۵۷   
پیر دیگار، ژ‌ان‌؛ کریمی‌، ‌اصغر، بررسی‌ توزیع‌ چند پدیده‌ فر‌هنگی‌ در منطقه‌ بختیار‌ی‌ (ز‌اگرس‌ مرکز‌ی‌)، ترجمه‌ ‌هوشنگ‌ پورکریم‌، ‌ نشریه‌ مردم‌شناسی‌ و فر‌هنگ‌ ‌عامه‌ ‌ایر‌ان‌، ش ۱، تابستان‌ ۱۳۵۳، ص ۱۰۲-۱۰۷   
کریمی‌، ‌اصغر، نظام‌ مالکیت‌ ‌ارضی‌ در ‌ایل‌ بختیار‌ی، نشریه‌ ‌هنر و مردم‌، س‌ شانزد‌هم‌،ش ۱۸۹ و ۱۹۰،  تیر - مرد‌اد ۱۳۵۷، ۶۷-۸۳   
کریمی‌، ‌اصغر، نگا‌هی‌ به‌ زندگی‌ و ‌آد‌اب‌ و سنن‌ در ‌ایلات‌ ‌هفت‌ لنگ‌ و چهار لنگ‌، ‌نشریه‌ ‌هنر و مردم‌، دوره‌ جدید، ش۱۱۱، د‌ی‌ ۱۳۵۰، ص ۳۴-۴۷   
کریمی‌، ‌اصغر، بختیار‌ی‌، د‌ایره‌‌المعارف‌ بزرگ‌ ‌اسلامی‌، ج‌ ۱۱، ص‌ ۴۸۷-۴۹۶   
‏‏ ‏ ‏ک‍ری‍م‍ی‌، اص‍غ‍ر، ‏اک‍و م‍وزه‌ (م‍وزه‌ ان‍س‍ان‌ و ب‍وم‌)‏، م‍وزه‌ه‍ا، ش‌ ۱۵، ب‍ه‍ار ۱۳۷۴، ص‌ ۳۹ ـ ۴۷
‏ ‏ک‍ری‍م‍ی‌، اص‍غ‍ر، نظام مالکیت ارضی در ایل بختیاری، هنر و مردم، سال شانزدهم، ش 189-190 ، تیر و مرداد 1357،  ص 67-83
ترجمه )
دیگار، ژ‌ان‌پیر، بختیار‌ی‌‌ها، زیر نفوذ ‌غرب‌، پذیرش‌ فر‌هنگ‌ ‌غرب‌ و فر‌هنگ‌زد‌ایی‌، ترجمه‌ ‌اصغر کریمی، ‌ایر‌ان‌ و ‌اقتباس‌‌ها‌ی‌ فر‌هنگی‌ شرق‌ ‌از مغرب‌ زمین‌، زیرنظر یان‌ ریشار، ترجمه‌ ‌ابو‌الحسن‌ سروقد مقدم‌. مشهد: ‌آستان‌ قدس‌ رضو‌ی‌، معاونت‌ فر‌هنگی‌، ۱۳۶۹: ۱۳۳-۱۴۹
د‌انجلیس، جانمایه‌ معمار‌ی‌ ‌هخامنشی‌ و یونانی‌ (در قرن‌‌ها‌ی‌ ششم‌ و پنجم‌ ق‌.م‌)، ترجمه‌ ‌اصغر کریمی‌، نشریه‌ ‌اثر، ش ۲۲ و ۲۳، ص ۱۳-۲۴   
کالی‌ یر‌ی‌، پیر فر‌انسیسکو، سنگ‌ مسافت‌نما‌ی‌ یونانی‌ ‌از ناحیه‌ تخت‌ جمشید، ترجمه‌ ‌اصغر کریمی‌، نشریه‌ اثر، ش ۸ ۲، ۱۳۷۶، ص  ۹۶-۱۲۲ 
ر. گیرشمن‌، چغاز نبیل‌ (دور - ‌اونتاش‌)، ترجمه‌ ‌اصغر کریمی‌، تهر‌ان‌، سازمان‌ میر‌اث‌ فر‌هنگی‌ کشور، ۱۳۷۳ – ۱۳۷۵، (4 جلد)
فونتن‌، پاتریس، قالی‌ ‌ایر‌ان‌، یا، با‌غ‌ ‌همیشه‌ بهار، ترجمه‌ ‌اصغر کریمی‌، تهر‌ان‌، معین، ۱۳۷۵، ۱۸۴ ص‌
‌هانگلوین‌، ‌آرمن‌، قالیها‌ی‌ ‌ایر‌انی‌: مو‌اد و ‌ابز‌ار، سو‌ابق‌ نقوش‌، شیوه‌‌ها‌ی‌ بافت، ترجمه‌ ‌اصغر کریمی‌، تهر‌ان، فر‌هنگسر‌ا‌ی‌ (یساولی‌)، ۱۳۷۵، ۱۰۴ ص‌
‌این‌ کتاب‌ ترجمه‌ بخشی‌ ‌از کتابیست‌ تحت‌ ‌عنو‌ان‌ ‎"Les tapis de l’Orient"‬   
دسمه‌ گرگو‌ار، هلن؛ ‌ فونتن، پاتریس، ‌ار‌اک‌ و ‌همد‌ان‌: نقشه‌‌ها و ‌اسناد مردم‌ نگار‌ی، ترجمه‌ ‌اصغر کریمی‌، با ‌همکار‌ی‌ محمد ‌علی‌ ‌احمدیان ‌و ‌ابو‌القاسم‌ طا‌هر‌ی‌، مشهد، باز، ۱۳۷۰،  ۱۱۷ص‌
 گیرشمن‌، رومن‌،  "سی‌یلک‌" کاشان‌ (کهنترین‌ زیستگاه‌ ‌انسان‌ در فلات‌ ‌ایر‌ان‌)، ترجمه‌ ‌اصغر کریمی‌، تهر‌ان‌، سازمان‌ میر‌اث‌ فر‌هنگی‌ کشور (پژو‌هشگاه‌)، ۱۳۷۸
دیگار، ژ‌ان‌ پیر، فنون‌ کوچ‌نشینان‌ بختیار‌ی‌، ترجمه‌ ‌اصغر کریمی‌، با ‌همکار‌ی‌ گروه‌ جغر‌افیا‌ی‌ بنیاد پژو‌هشها‌ی‌ ‌اسلامی، مشهد، آستان‌ قدس‌ رضو‌ی‌، 1366 ، ۳۱۰ ص‌
پاپلی‌ یزد‌ی‌، محمدحسین‌، کوچ‌نشینی‌ در شمال‌ خر‌اسان‌، مترجم‌ ‌اصغر کریمی، مشهد، ‌آستان‌ قدس‌ رضو‌ی‌، ۱۳۷۱، ۶۳۸ ص‌
فیلبرگ‌، کارل‌ گونار، ‌ایل‌ پاپی‌: کوچ‌نشینان‌ شمال‌ ‌غرب‌ ‌ایر‌ان‌، ترجمه‌ ‌اصغر کریمی‌، تهر‌ان، فر‌هنگسر‌ا، ۱۳۶۹، ۳۰۴ ص‌
گیرشمن‌، رومن‌، بیشاپور، ترجمه‌ ‌اصغر کریمی‌؛ تهر‌ان‌، سازمان‌ میر‌اث‌ فر‌هنگی‌ کشور (پژو‌هشگاه‌)، ۱۳۷۸(2 جلد)
گیرشمن‌، رومن‌، "سیلک‌" کاشان، ترجمه‌ ‌اصغر کریمی‌، تهر‌ان‌، سازمان‌ میر‌اث‌ فر‌هنگی‌ کشور (پژو‌هشگاه‌)، ۱۳۷۹
فونتن، پاتریس‌،‌ قالی‌ ‌ایر‌ان‌ یا با‌غ‌ ‌همیشه‌ بهار، ترجمه‌ ‌اصغر کریمی‌، نشریه‌ کتاب‌ ماه‌- ‌هنر، ش ۵۳ و ۵۴، بهمن‌ و ‌اسفند ۸۱، ص ۹   
پ‍اپ‍ل‍ی‌ ی‍زدی‌، م‍ح‍م‍دح‍س‍ی‍ن‌، ‏ک‍وچ‌ن‍ش‍ی‍ن‍ی‌ در ش‍م‍ال‌ خ‍راس‍ان‌، ت‍رج‍مه‌ اص‍غ‍ر ک‍ری‍م‍ی‌، ‏م‍ش‍ه‍د، آس‍ت‍ان‌ ق‍دس‌ رض‍وی‌، ۱۳۷۱، ۶۳۸ ص‌
‏‏ دی‍گ‍ار، ژان‌ پ‍ی‌ی‍ر، ف‍ن‍ون‌ ک‍وچ‌ن‍ش‍ی‍ن‍ان‌ ب‍خ‍ت‍ی‍اری‌، ت‍رج‍م‍ه‌ اص‍غ‍ر ک‍ری‍م‍ی‌ ب‍ا ه‍م‍ک‍اری‌ گ‍روه‌ ج‍غ‍راف‍ی‍ای‌ ب‍ن‍ی‍اد پ‍ژوه‍ش‍ه‍ای‌ اس‍لام‍ی، م‍ش‍ه‍د،  آس‍ت‍ان‌ ق‍دس‌ رض‍وی‌، ۱۳۶۶، ۳۱۰ ص‌
‏ ‏ ف‍ون‍ت‍ن ، پ‍ات‍ری‍س،  ق‍ال‍ی‌ ای‍ران‌، ی‍ا، ب‍اغ‌ ه‍م‍ی‍ش‍ه‌ ب‍ه‍ار، ت‍رج‍م‍ه‌ اص‍غ‍ر ک‍ری‍م‍ی‌، ‏ت‍ه‍ران‌، م‍ع‍ی‍ن‌ان‍ج‍م‍ن‌ ای‍ران‍ش‍ن‍اس‍ی‌ ف‍ران‍س‍ه‌ در ای‍ران‌، ۱۳۷۵، ‏۱۸۴ ص‌
‏‏ س‌. ج‌. ف‍ی‍ل‍ب‍رگ‌، س‍ی‍اه‌ چ‍ادر: م‍س‍ک‍ن‌ ک‍وچ‌ن‍ش‍ی‍ن‍ان‌ و ن‍ی‍م‍ه‌ک‍وچ‌ن‍ش‍ی‍ن‍ان‌ ج‍ه‍ان‌ در پ‍وی‍ه‌ ت‍اری‍خ‌، ت‍رج‍م‍ه‌ اص‍غ‍ر ک‍ری‍م‍ی، ‏م‍ش‍ه‍د، آس‍ت‍ان‌ ق‍دس‌ رض‍وی‌، ۱۳۷۲، ‏۴۳۸ ص‌
ه‍ان‍گ‍ل‍دل‍ی‍ن‌، آرم‍ن‌، ‏ق‍ال‍ی‌ ج‍وش‍ق‍ان‌، اص‍غ‍ر ک‍ری‍م‍ی‌، ق‍ال‍ی‌ ای‍ران‌، ش‌ ۵۱، م‍ه‍ر و آب‍ان‌ ۱۳۸۲، ص‌ ۳۶ - ۳۷
ه‍ان‍گ‍ل‍دی‍ن‌، آرم‍ن‌، ‏ق‍ال‍ی‌ف‍ارس‌: ش‍ی‍راز ـ خ‍م‍س‍ه‌ ـ ق‍ش‍ق‍ای‍ی‌ ـ اف‍ش‍اری‌ ـ آب‍اده،  اص‍غ‍ر ک‍ری‍م‍ی‌، ‏ق‍ال‍ی‌ ای‍ران‌، ش‌ ۵۲، آذر و دی‌ ۱۳۸۲، ص‌ ۲۵ ـ ۲۷
‏ه‍ان‍گ‍ل‍دی‍ن‌، آرم‍ن، ‏ق‍ال‍ی‌ ه‍ری‍س‌، گ‍راوان‌ و س‍راب،  اص‍غ‍ر ک‍ری‍م‍ی‌، ‏ق‍ال‍ی‌ ای‍ران‌، ش‌ ۵۲، آذر و دی‌ ۱۳۸۲، ص‌ ۲۳ ـ ۲۴
‏ه‍ان‍گ‍ل‍دی‍ن‌، آرم‍ن، ق‍ال‍ی‍ه‍ای‌ ای‍ران‍ی‌: م‍واد و اب‍زار، س‍واب‍ق‌ ن‍ق‍وش‌، ش‍ی‍وه‌ه‍ای‌ ب‍اف‍ت‌، ت‍رج‍م‍ه‌ اص‍غ‍ر ک‍ری‍م‍ی‌، ت‍ه‍ران‌، ف‍ره‍ن‍گ‍س‍رای‌ (ی‍س‍اول‍ی‌)، ۱۳۷۵، ۱۰۴ ص


منبع زندگی نامه : در میان مردم : درباره اصغر کریمی، ‏ایران ، ۳۰ بهمن ۱۳۸۵،ص

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 22:20  توسط احسان کریمی  | 

ساختار و نظام ايل بختياري

ساختار و نظام  ايلي
 
تقسيمات ايل بختياري:

ايل بختياري از دو گروه (شاخه) يادشده«هفت لنگ و چهارلنگ» تشكيل مي شود:

ايل هفت لنگ: خود به چند باب و طايفه تقسيم مي شوند و هر طايفه و باب به چند تَش «تيره» و هر تيره از چند اولاد و هر اولاد از چند «مال» تشكيل مي يابند.

ايل چهارلنگ: در شاخه ي چهارلنگ برخلاف هفت لنگ باب وجود ندارد. به جاي آن بزرگ و سپس طايفه است و تقسيمات بعدي آن مانند شاخه ي هفت لنگ مي باشد.

سازمان اجتماعي ايل بختياري:

يكي از ويژگي هاي سازمان اجتماعي ايل بختياري وجود واحدهاي متعدد اجتماعي درهم تنيده درداخل ايل است كه درجه بسيار بالايي ازگروه بندي عمودي درسطوح مختلف درآن جلوه گر است. هر چادر مأواي يك خانواده است.

مال:  مشتمل بر سه تا دوازده چادر خانوادگي است كه تش يا اولاد خوانده مي شود. در كوچ ها مال هايي كه با هم خويشاوندند به صورت واحدهاي كوچنده مي باشند.

تيره: تيره واحدي از طايفه مي باشد كه بالغ بر يكصد نفر كمتر و يا بيشتر گرد هم مي آيند.

طايفه: چند تيره كه گرد هم مي آيند تشكيل يك طايفه را مي دهند.

ايل بختياري
 
چهارلنگ
 هفت لنگ
 
? باب
طايفه طايفه
تيره تيره
تش تش
اولاد اولاد
کروبر کروبر
مال مال
بهون بهون
پيا- زينه]نفر[ پيا- زينه]نفر[
 

 .................................................................................

تقسيمات ايل بختياري
 
ايل بختياري به هفت لنگ و چهار لنگ تقسيم مي شود .

1  - ايل هفت لنگ بختياري مشتمل بر 4 طايفه بزرگ از قرار ذيل تقسيم مي شوند.

 
دوركي
 
اسيوند (بردين،پل،خواجه،گاو دوش ،شهماروند)- زراسوند(ايهاوند،كوركور،احمدخسروي،توشمالا ،سهو،مير،زنبور، خدر سرخ،گرگه،خدري،پاپيز،سيف الدين)- موري (بابايي ،علي جان وند، بوري،بوري)- قند علي (خليل وند،ورناصري،صالح باوري)- بابا احمدي (كشكي ،سراج الدين وند،درويش آدينه)- عرب (كنگرپز، اولاد علي بيك) آستركي (چاربزي،گائيوند)
 
ديناراني
 
اورك (خواجه،زنگي،قلعه سروي،غلام ،موزرمويي،كشي خالي ،اولاد حاج علي ،غريبي ،جلالي،ممسني فچهار بتي )نوروزي ،بريري، سر قلي ،سعيد ،لجمير اورك ،گوروني ،شيخ عالي وند ،شالومال ،اميري ،كوركور ،عالي محمودي،علي محمد خاني ، عالي محمودي،علي مران خاني، بندوني،شالوساكن گدار بلوتك.
 
بابادي
 
راكي (كلاوند –قاسم وند –ارزوني وند –مد مليل )عالي انور (تقي عبداله –عاليور –آرپناهي-مير كائد-رهزا)ململي(سله چين - فكوراوند- ليموچي – حلوائي- شهني- نصير،گمار-كله (گله -بيذني - احمد محمودي -) عكاشه(مراد – عالوني – چري – شهروئي –كلامويي – كله سن –سله چين )
 
بهداروند
 
بختياريوند-(منجزي – علائالدين وند-بَليوند-دهناشي-استكي-سرو-لرزَوني-مشهدي مرادسي)عالي جمالي(تردي-برام عالي )جانكي(جليلي- محمودي- ريگي- مارزي-بُروبُر-هَلوسَعد-شياسي-سُوتك-بُوگر)
 
ايل چهار لنگ مشتمل بر 5 طايفه بزرگ منقسم از قرار ذيل
 
 
محمود صالح 8تيره
 
اَورش-ممُ جلالي-كاقلي-عادكار-آ ل داود-قُلي(16 تيره)(خليل-تساروند-دويروند-فرخ وند- جمال وند-خون باوا-آرپناهي چهارپَرَه-دريالائي-بَدرده-گوروئي-موزَرميني-اورك-باوا-ممزايي هارويي-گشول-دونگه)
 
كُنرسي24 تيره
 
محمد جعفري-پايا جعفري- غريب وند-هَركل-گشتيل-سُندلي-گريجه-سيلان-جانكي گرمسير-پوستين بكول-استرين-بوربورون-ور محميد-استكي-عاشوروند-عالي وند – برون-تِمبي-شيخ سهوني-زنگنه-گل گيري.

سهوني(باور صاد-حموله-گِهيش- متروك-سُنگي-ساد)جانكي(مكوندي-زنگنه-بلواسي-آلخورشيد-مُم بيني)

 
موگوئي 6تيره
 
1- مهدور 2-شيخ -3سعيد4-خوي گوئي5-ديويستي6-شياش
 
 
زَلقي 4تيره
 
1-دوغ زني 2-جاوند 3-ميمون جاني4 -سادات احمد فداله
 
ممي وند 5تيره
 
بُسحاق(بُري-گي گيوند-جليل وند-خانه قائد شهر وسوند-ملك محمودي-آدينه وند-شهر وسوند-خانه صلاتين-ميزه وند-اتابك-صوفي)

پولادوند(هيودي- سالاروند- خانه جمالي-خانه قائد-گراوند)

عبدال وند(گوشارري-بيران وند-درويش-زر چقائي- توئي – ماهروئي-چگال ده قاهي)

حاجي وند(قالبي-زيو قائد-هيل هيل- الياسي)

عيسي وند(خانه قائد-گيروئي- وركي- زيبائي- آولوي-گوروئي- جعفر وند)

 

.................................................................................

 

سران،خوانين طايفه محمود صالح(چهار لنگ)

از بدو نگارش تاريخ بختياري در نوشتار هاي تاريخ معاصر ايران ابتداي قوم بختياري راطايفه محمود صالح از زمان صفويان مي داننددر سنه 829 هجري صالحي خان، يكي از سر دودمان هاي طايفه چهار لنگ بختياري سمت صدارات دولتي زمان شاه اسماعيل صفوي را به عهده داشته و در جنگ كرنال مقابل عثماني يه رياست اقوام بختياري منصوب بوده است.

در سنه 1594 محمود خان پسر صالح خان  بعد از پدر در دربار شاه عباس كبير به رياست و فرماندهي اقوام بختياري رسيد. پس از آن حيدر خان پسرمحمود صالح خان رياست قوم را به عهده دار شد. وي همچنين رياست قشون اقوامي از بختياري ها نادر شاه را براي دفع افغان ها عهده دار بود و فتوحات  نادرشاه در هندوستان شركت داشت.

در اواخر سلطنت نادر شاه علي مردان خان اول (اول)پسر حيدر خان محمود صالح خان  به رياست و فرماندهي ايل چهار لنگ محمود صالح خان منصوب وبه صدرات مشغول گرديد.

 

 

 

 

محمود خان صالح خان
 حيدر خان-
 علي مردان خان اول-حيدر فقا(همراه پدر در قشون كشي كشته گرديد
 
 

 

      ابدال خان
 محمد تقي خان(حين نبردي با پدرش آقا محمد خان قاجار كشته شد
 
 

 

 

محمد حسين خان
 

خداكرم خان
 عباسقلي خان
 
فتح خان
 
 

اله كرم خان
 محمد عليخان-علي قلي خان
 
علي مردان خان(دوم)
 
 

 

 

محمد حسن خان
 سهراب خان
 
محمد مهدي خان
 
 

الله يار خان
 چراغعلي خان
 
مرادخان-فتح
 
اله خان- فتاح خان
 
مرتضي خان
 
لطفعلي خان
 
اسكندر خان
 
صيدال خان
 
زيلاب خان
 
 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 22:15  توسط احسان کریمی  | 

اولين ايراني که در امريکا پزشکي خواند يک بختياري بود !


اولين ايراني که در امريکا پزشکي خواند يک بختياري بود !
نويسنده:احسان کريمي
يکشنبه

مفاخر سرزمين

اولين ايراني که در امريکا پزشکي خواند يک بختياري بود !


جناب آقاي دکتر محمد حسين عزيزي متخصص و جراح گوش ، گلو و بيني و پژوهشگر موزه ملي تاريخ علوم پزشکي ايران در صفحه پزشکي شماره ??? روزنامه شرق به معرفي کتابي در زمينه تاريخ پزشکي ايران پرداخته که در آن يادي شده از مرحوم دکتر ابوالقاسم بختيار اولين ايراني که در امريکا درس پزشکي خواند و عمر خود را در خدمت به علم گذاشت


عليرغم انتشار کشوري مطلب ارائه شده به نظر مي رسد که باز خواني آن در ويژه نامه محلي مسجد سليمان خالي از لطف نباشد


دکتر عزيزي مطلب خود را تحت عنوان از کوههاي بختياري تا نيويورک ارائه داده و طي آن به معرفي کتابي به زبان انگليسي پرداخته که فرزندان مرحوم بختيار ، خانم ها لاله و ليلي و آقاي جمشيد بختيار به ياد پدر تاليف نموده اند


در معرفي نامه منتشر شده آمده است که ابوالقاسم بختياري سال ???? هجري شمسي در بروجن چهار محال بختياري به دنيا آمد و در ابتدا به سختي زندگي گذراند و به مشاغل گوناگوني از جمله فروشندگي کفاشي ، مغازه داري و معلمي روي آورد . مدتي در اصفهان بود و در سال ???? هجري شمسي در سي و نه سالگي دانش آموز دبيرستان امريکايي تهران ( دبيرستان البرز بعدي ) شد مرحوم بختيار پس از دريافت ديپلم به قصد ادامه تحصيل راهي امريکا شد نخست در دانشگاه کلمبيا و سپس در دانشگاههاي ايووا و داکوتاي جنوبي به تحصيل پرداخت و سرانجام در پنجاه و پنج سالگي آموزش پزشکي خود را به اتمام رساند


در نامه اي که سالها بعد مرحوم بختيار براي فرزندش نوشت شرح دشواري هاي خود را تشريح نموده او براي پسرش نوشته بود : سن ?? سالگي من فروشنده دوره گردي در کوههاي بخياري بودم که هزاران رويا در سر داشتم زماني که به امريکا رسيدم من فقط مدرک ديپلم دبيرستان امريکايي تهران را داشتم بدون پول ، بدون آشنا و هيچ کس نبود که از من حمايت کند اما بر آن بودم که پزشکي را بياموزم و هيچ کس در اين کره خاکي نمي توانست مرا از راهي که در پيش گرفته بودم منحرف سازد !


مرحوم دکتر بختيار پس از پايان تحصيلات ازدواج کرد مدتي در امريکا ماند اما در سال ???? هجري شمسي به ايران بازگشت تا دين خود را به سرزمين ادا کند او در ايران بيمارستاني خصوصي داير کرد و به انجام جراحي بيماران پرداخت سه سال پس از ورود او دانشکده پزشکي تهران تاسيسن شد و او به معاونت دانشکده پزشکي برگزيده شد در سال ???? شمسي دکتر بختيار بعنوان جراح ارشد شرکت نفت ايران و انگليس به خوزستان آمد ابتدا در آبادان بود و از سال ???? شمسي در بيمارستان شرکت نفت مسجد سليمان به خدمت پرداخت مرحوم دکتر بختيار تا سن نود سالگي در خوزستان و مسجد سليمان ماند و در سال ???? شمسي به تهران بازگشت در اسفند سال ???? طي مراسمي از خدمات دکتر بختيار در دانشگاه تهران تقدير بعمل آمد و سالن آناتومي دانشکده پزشکي بنام ايشان نامگذاري شد دکتر ابوالقاسم بختيار سرانجام در سن نود و نه سالگي در سال ???? شمسي درگذشت او به مانند تمام بخيتاري هاي ديگر به فردوسي و شاهنامه عشق مي ورزيد و بنا به وصيت او فرزندانش مرحوم بختيار را در جوار تربت حکيم ابوالقاسم فردوسي به خاک سپردند


کتابي که آقاي دکتر عزيزي به توصيف آن پرداخته اند البته هنوز به فارسي ترجمه نشده است اميد است که محقق و مترجمي توانمند و دلسوز به ترجمه آن اهتمام ورزد اما آقاي دکتر عزيزي مزاياي کتاب را مروري بر تاريخ معاصر ايران با تاکيد بر رويدادهاي قوم بختياري در کنار مرور زندگي نامه مرحوم بختيار مي داند که تصاوير جالبي نيز در خود دارد مي داند.


فرزندان مرحوم بختيار که به تاليف يادنامه پدر خود همت گماشته اند نيز خود پزشکان چيره دستي هستند . خانم دکتر لاله بختيار متخصص روان درماني و نويسنده کتابهاي متعدد درباره تصوف و خانم دکتر ليلي بختيار پزشک متخصص بيماريهاي گوارش و مقيم امريکا هستند فرزند پسر مرحوم دکتر بختيار نيز آقاي دکتر جمشيد بختيار روانپزشک هستند که در تاليف کتاب خواهران خود را ياري کرده اند


بدون شک زندگي و تلاش بي وقفه مرحوم بختيار براي دستيابي به مشعل پر فروغ دانش و مقاومت کم نظير ايشان در مسيري که طي کردند مي تواند براي نسل جوان ايراني سر مشق مناسبي باشد


ديگر اينکه افتخاري که ايشان در پيشگامي آموزش پزشکي در امريکا داشتند نيز مي تواند باعث مباهات و خود باوري هم تباران بختياري ايشان باشد

اگر به پابوس امام رضا و زيارت حکيم ابوالقاسم فردوسي در طوس نايل شديد در کنار آن آرامگاه پر ابهت علاوه بر مهدي اخوان ثالث آرامگاه ديگري را نيز براي فاتحه بجوئيد آرامگاه دکتر ابوالقاسم بختيار اولين ايراني که در امريکا آموزش پزشکي را طي کرد و سالها به وطن خدمت نمود .


ياد تمامي مفاخر ايران زمين گرامي باد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 22:13  توسط احسان کریمی  |